بررسی اضطراب و افسردگی در بین معلمان مدارس

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

مقدمه:

در دنیای امروزه هیجانات، تنش ها، عصبیت ها و عوامل متعددی از این قبیل حاکم بر زندگی روزمره افراد هستند.

هر کدام از افراد جامعه امروزی در برخورد مستقیم با انواع استرسها و شرایط عصبی قرار دارند. محیط زندگی اجتماعی، خانواده و هر آنچه فرد با آن در ارتباط است میتواند بعنوان عامل تنش زا جریان زندگی اورا به سمت بحران ها و نگرانی ها سوق دهد.

امروزه تجارب تنش زا ناخواسته عکس العمل افراد را تعیین می کنند. بدین ترتیب که وقتی فردی یک تجربه ناخوشایند و استرس همراه با آن را دریافت می کند واکنش منفی بصورت اضطراب خود کم بینی، افسردگی و غیره را از خود بروز می دهد. زیرا قدرت برخورد مقابله طبیعی با مشکلات را در نیافته و شاید نمی تواند که دریافت

مطلب دیگر :

پایان نامه : مدیریت دانش مشتری در راستای حفظ و وفاداری مشتری

 صحیحی از موقعیت خود داشته باشد.

از معضلات جامعه امروزی و شاید از بزرگترین آنها مسائل اضطراب است و افسردگی که هر کدام را به اختصار بیان می داریم.

اضطراب، دلشوره، تشویش، نگرانی، دلهره، دلواپسی، بی قراری، دل آشوبه و نابسامانی حالاتی هستند که هر انسانی خواه و ناخواه آن را تجربه کرده است. می توان با اطمینان گفت که امکان ندارد انسان در این جهان زیسته باشد و تجربه اضطراب را نداشته باشد (معانه، ۱۳۷۰).

ممکن است اضطراب را یک نوع درد داخلی دانست که سبب ایجاد هیجان وبه هم ریختن تعادل موجود می گردد و چون بشر دائما به منظور برقراری تعادل کوشش می کند بنابراین می توان گفت که اضطراب یک محرک قوی است.

امکان دارد این محرک مضر باشد و این خود بستگی دارد به درجه ترس و مقدار و خطراتی که متوجه فرد است (شاملو ۱۳۶۹).

در برخی از دیدگاه ها گفته می شود که هنگامی احساس اضطراب دست می‌دهد که فرد با موقعیتی روبرو شود که کنترلی بر آن ندارد بطور کلی کنترل ناپذیر بودن آنچه روی می دهد و احساس درماندگی در برابر آن باعث می‌شود که فرد در موقعیتی فشار زا قرار گرفته احساس اضطراب نماید.

هر آدمی برای رویارویی با موقعیت فشار زا روش خاص خود را دارد گاهی فرد هیجان را در مدار توجه قرار می دهد و بجای درگیری با مساله اضطراب زا سعی می کند، به طرق دیگری از اضطراب خود بکاهد، گاهی خود مساله را در مدار توجه قرار می دهد.

موقعیت اضطراب زا را ارزیابی می کند و سپس دست به کاری می زند تا آن موقعیت را تغییر دهد یا از آن اجتناب نماید. (هیلگارد به ۱۳۶۹)

اگر چه مقدار محدودی اضطراب برای رشد بشر ضرروی است ولی مقدار آن نیز باعث اختلال رفتار می شود واغلب اوقات شخص را مجبور به نشان دادن رفتار نوروتیک یا پسیکوتیک می نماید (شاملو، ۱۳۶۹).

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*