بررسی رابطه الگو های مصرف و رفاه ذهنی در بین ساکنین بالای ۱۵ سال شهر تهران

2-2-4-3- کولین کمپل   36
2-2-4-4-پست مدرنیته و مصرف ۳۷
2-2-4-5- پیر بوردیو. ۳۸
2-2-4-6-الگویی بودن شیوه ی مصرف..   41
۲-۳-تلخیص نظریات مربوط به متغیر های رفاه ذهنی و الگوهای مصرف.۴۲
۲-۴-چارچوب نظری.۴۵
۲-۵-مدل مفهومی..۴۷
۲-۶-فرضیه های پژوهش...۴۸
2-6-1-فرضیه اصلی..۴۸
2-6-2-سایر فرضیه ها..۴۸
۲-۷-مروری بر پیشینه تحقیق. .۴۸
۲-۷-۱ تحقیقات داخلی۴۸
۲-۷-۲ تحقیقات خارجی۵۱
۲-۷-۳ جمع بندی پیشینه تحقیق.۵۳
فصل سوم (روش شناسی) ۵۵
۳-۱- مقدمه ۵۶
۳-۲-روش تحقیق. ۵۶
۳-۳-جامعۀ آماری.    56
۳-۴- روش نمونه گیری   56
۳-۵-حجم نمونه. ۵۷
۳-۶-واحد تحلیل    58
۳-۷-ابزار پژوهش.۵۸
۳-۸- تعاریف نظری و عملی متغیرهای پژوهش..۵۸
3-8-1- الگوی مصرف۵۸
3-8-1-1-مدیریت بدن.۵۹
3-8-1-2-اوقات فراغت۶۱
3-8-1-3-کالاهای فرهنگی.۶۳
3-8-2-رفاه ذهنی.   64
3-8-2-1-شادکامی   65
3-8-2-2- تامین(احساس امنیت)  67
3-8-2-3- ترجیحات ارزشی. ۶۸
3-8-2-4- استحقاق(احساس عدالت) ۷۰
3-8-2-5-  نیاز.  71
3-8-2-6- مقایسه نسبی ۷۲
3-8-2-7– رهایی   73
3-8-3-پایگاه اجتماعی – اقتصادی.۷۵
3-8-3-1- پایگاه اجتماعی- اقتصادی(ذهنی)۷۵
3-9- روایی ابزار تحقیق     77
3-10- پایایی ابزار تحقیق   77
3-11- رویۀ جمع­آوری داده­ ها    78
3-12- فنون تحلیل داده­ ها    79
۷-۱۳- ملاحظات اخلاقی در زمان جمع­آوری پرسشنامه­ها   80
فصل چهارم(یافته های پژوهش) ۸۱
۴-۱- مقدمه ۸۲
۴-۲- بخش نخست: یافته­ های توصیفی.     83
۴-۳- بخش دوم:آزمون فرضیه ها و یافته­ های تبیینی... ۱۰۷
فصل پنجم(نتیجه گیری)  126
۵-۱- مقدمه.  127
۵-۲- یافته­ های توصیفی. ۱۲۷
۵-۳- یافته­ های تبیینی. ۱۳۰
۵-۴- تحلیل و نتیجه گیری تحقیق ۱۳۲
۵-۵- پیشنهادهای تحقیق.. ۱۳۵
۵-۶- محدودیت­ها و مشکلات پژوهش…. ۱۳۶
منابع فارسی...    137
منابع لاتین....     141
پرسشنامه
چکیده لاتین
مقدمه
در این فصل مباحث پایه ای تحقیق ارائه شده است. ابتدا با پرداختن به بیان مسأله علت اصلی انتخاب موضوع را بررسی و پرسش های تحقیق را مطرح نمودیم. سپس اهدافی را که از این تحقیق در نظر داشته ایم طرح کرده و در پایان ضرورت و اهمیتی که این موضوع برای محقق و جامعه دارد بیان شده است.
۱-۲- بیان مسئله
دستیابی به رفاه به معنی تلاش برای تأمین نیازهای افراد، تمهیداتی برای رفع مشکلات جامعه و بستر سازی جهت تعالی و رشد افراد جامعه همواره مورد توجه ملل گوناگون اعم از توسعه یافته و در حال توسعه بوده است. کشورهای توسعه یافته که در توجه به رفاه، در شکل مدرن آن نسبت به کشورهای در حال توسعه تقدم و سابقه بیشتری دارند در اجرای برنامه های رفاهی نیز سابقه ای طولانی تر دارند. اندیشه رفاه گستری به ویژه رفاه دولت محور پس از جنگ جهانی دوم، به مثابه راهکاری برای حل بحران ها و گذار از خرابی های ناشی از جنگ در میان کشورهای جنگ زده و ملل آسیب دیده مطرح شد و مورد اقبال عمومی قرار گرفت. در این شرایط دولت های شکل گرفته پس از جنگ خود را وارث جامعه ای ویران دیدند که باید با اجرای برنامه ها و طرح های حمایتی بیشینه افراد آسیب دیده را به ویژه در قالب تأمین نیازها

 پوشش دهند. محوریت توجه به نیازها و رفع معضلات تا مدت ها موجب تسکین آلام بی شمار جامعه جنگ زده بود. اما سلطه رفاه نیاز محور با زعامت دولت رفاهی چندان به طول نینجامید، چرا که پس از مدتی مردم از شرایط موجود رفاهی به ویژه لزوم تأکید بر تأمین نیازها خشنود نبوده و ابراز نارضایتی می کردند. در این بستر مردم از سطح رفاه نیاز محور با تأکید بر تأمین نیازهای افراد فراتر رفته و به اهمیت ذهنیات، تجربیات و برداشت های ذهنی از شرایط موجود تأکید می کردند. مفهوم رفاه از بعد عینی با تأکید بر افزایش دسترسی ها و فراهم نمودن احتیاجات افراد به بعد ذهنی به معنای توجه به پنداشت ها و برداشت های افراد از زندگی شخصی و اجتماعی شان گسترش پیدا کرد. در این برهه از زمان تلاش های علمی اندیشمندان اجتماعی به ویژه در حوزه علوم تربیتی، روان شناسی و جامعه شناسی خرد بی تاثیر نبود، آنها با بررسی عوامل و شرایط مرتبط با زندگی افراد، سعی در شناسایی هر چه بیشتر رفاه به مثابه مقوله ای ذهنی کردند.از سوی دیگر با توجه به اینکه انسان یک موجود مصرف کننده است و به طور کلی در تعریف علم اقتصاد گفته شده است که هدف این علم تولید، توزیع و مصرف است یعنی هدف تولید، مصرف آن است و تمامی اموری را در برمی گیرد که نه تنها به بقای او منتهی می شود، بلکه با اموری مثل شأن و اعتبار انسان نیز رابطه پیدا می کند.بنابراین انسان در یک حوزه، مصرف کننده ای است که مصرف با نیاز او مرتبط است و در حوزه دیگر، مصرف ربطی به نیاز او ندارد، بلکه اساساً هدف آن کسب منزلت و برتری جویی است بدین صورت مفهوم ابتدایی مصرف که مبتنی بر رفع نیازهای ضروری بود تغییر کرد و اشکال جدیدی یافت و نیازهای ثانویه مهم شدند. در ساختار جدید اجتماعی، کار دیگر نه فقط عاملی برای زنده ماندن، بلکه راهی برای مصرف کالا و لذت ناشی از آن تعبیر می شد. در حقیقت فهم الگوی مصرف در جامعه جدید به فهم نگرش و افق های ذهنی انسان وابسته است.(وارسته فر و مختاری،۱۳۸۸: ۴۳) این مسئله ضرورت بررسی رابطه بین الگوی مصرف و رفاه ذهنی را (به عنوان یکی از افق های ذهنی انسان) نمایان می کند.

در نتیجه در جامعه امروز تنوع کالاهای مصرفی، امکان مصرف و نیز دامنه انتخاب کنشگران را وسعت بخشیده است و مصرف، فقط مصرف طبیعی و لازم برای زندگی نیست، بلکه پاسخی است به ارزیابی هایی که فرد از زندگی خود می کند تا دریابد آیا الگوی مصرفی اش توانسته است به نیازهای ذهنی اش پاسخ دهد و یا به عبارت دیگر آیا توانسته به شادکامی، رضایت از زندگی، امنیت، استحقاق، رفع نیازها و . مورد نظر خود دست یابد.
رفاه ذهنی به ویژگی های رفاه از منظر روانی خود فرد با توجه به تفسیری که از وضعیت خود منعکس می کند توجه می نماید، در این وضعیت همانطور که تونی فیتزپتریک اشاره می کند رفاه «ذهنی است پس به احساسات، ادراک ها، شناخت ها و تجارب همان فردی مربوط می شود که وی را موضوع رفاه قرار داده ایم» (فیتزپتریک۱۳۸۳:۲۷). پس رفاه ذهنی به خویشتن فرد بستگی دارد و معقولانه نمی رسد که رفاه را تنها عینی بررسی نمائیم. بنابراین امروزه با پیشرفت تحقیقات و نظریات علمی در بررسی موضوع رفاه علاوه بر توجه به شاخص ها و متغیرهای اقتصادی که در مرکز توجه قرار داشتند، بررسی عواملی که صبغه اجتماعی و رفتاری دارند مانند: رضایت از زندگی ، شادکامی، امنیت و نیازها وغیره مورد توجه قرار گرفته است. موضوعی  که با مقوله و مسئله مصرف و الگوهای برآمده از آن نیز در هم تنیدگی هایی دارد چرا که امروزه با

مطلب دیگر :

سوءعرضه قابل تعقیب //پایان نامه تدلیس در نظام حقوقی

 پیچیده شدن جامعه و افزایش امکان انتخاب در زندگی روزمره ، الزام انسانها برای ساخت و پرداخت شخصی باعث شده است زاویه تحلیل های اجتماعی از  فعالیت های تولیدی به فعالیت های مصرفی بچرخد. در دنیای امروز مصرف کننده موجودی اجتماعی است که با مصرف کالا در فرایند تعامل اجتماعی قرار می گیرد و بر همین اساس شناخته می شود و الگوی مصرف نیز علت رفتاری است که مصرف کننده در یک برهه زمانی از خود نشان می دهد. از این گذشته در عمل،  مصرف و اخلاقیات و منش های مرتبط با آن و اشتیاق برای کالاهای مصرفی به ایده هایی فراگیر و اساسی در زندگی روزمره تبدیل شده اند. برای بسیاری از مردم، مصرف عمده ترین ابزار ها برای خلق و تثبیت کسانی است که می خواهند باشند(Bocock.1992:153). و آن گونه که گیدنز خاطر نشان می سازد، در دنیای مدرن پرسش” چگونه باید زندگی کنیم؟” را باید تصمیم گیری های روزمره درباره چگونه رفتار کنم، چه بپوشم و چه بخورم – و در واقع چه مصرف کنم و چگونه – پاسخ گفت(گیدنز, ۱۳۸۶: ۳۳)واین پاسخ ها به خوبی خود را، در ارزیابی های فرد از خودش نمایان می کند.پس شاید الگوی مصرف بتواند به عنوان یکی از امکانات ساختاری و عینی حاصل شده از مصرف در جامعه در تولید رفاه ذهنی به عنوان  محصولی ساختاری و اجتماعی نقش بسزایی ایفا کنند. افزون بر این با توجه به مسائل بیان شده در قالب بازاندیشی در دوره مدرنیته متأخر ، الگوی مصرف راهی است برای تعریف ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای (هویت) افراد و تبیین موقعیت های متعاقب آن (احساس امنیت و.)، که اهمیت اش برای تحلیل اجتماعی نیز روز به روز افزایش می‌یابد و نقش بسزایی در تعیین ارزیابی های فرد از زندگی خود (رفاه ذهنی ) پیدا می کند. این مسئله در جامعه ای مانند ایران که در حال تغییرات گسترده و سریع در عرصه های گوناگون است، به خصوص که طی یک دهه گذشته هم تحت تاثیر جهانی شدن و گسترش رسانه های همگانی بوده است، شتاب بیشتری گرفته و به حوزه های رفتاری و ذهنی از زندگی اجتماعی رخنه پیدا کرده است.

آنچه برای ما مهم می نماید توجه به نقشی است که امروزه رفاه ذهنی و الگوهای مصرف هر یک به نوبه خود در زندگی افراد جامعه دارند. اما از آنجا که این دو مفهوم با یکدیگر نیز درهم تنیدگی هایی در زندگی افراد دارند ارتباط این دو مفهوم نیز اهمیت می یابد.
در واقع مسئله چنین می نماید که در شهری مانند تهران(به عنوان نمونه ای متنوع )  با گستره ای از فرهنگ ها و ارزش های اجتماعی متفاوت که شهروندانش با توجه به این تفاوت ها حق انتخاب انواع الگوهای مصرف را دارند، رفاه ذهنی افراد تا چه حد با الگوهای مصرف  آنها رابطه دارد. در واقع ما در این تحقیق درصدد واکاوی رابطه الگوهای مصرف و رفاه ذهنی هستیم و هدف، بررسی نقش و اهمیت انواع الگوهای مصرف و رفاه ذهنی و رابطه آنها است. در واقع سوال اساسی پژوهش این است که الگوهای مصرف چه رابطه ای با میزان رفاه ذهنی جامعه آماری تحقیق دارند؟آیا با تفاوت در الگوهای مصرف، رفاه ذهنی هم تغییر می کند؟

۱-۳- سوالات تحقیق:

  1. آیا بین الگوهای مصرف و رفاه ذهنی تفاوت وجود دارد؟
  2. آیا بین الگوی مصرف سنتی (طبق تعریف در فصل سوم) با میزان رفاه ذهنی تفاوت وجود دارد؟
  3. آیا در صورت انتخاب الگوی مصرف مدرن ( طبق تعریف در فصل سوم) میزان رفاه ذهنی تغییر می کند؟
  4. آیا بین الگوی مصرف ترکیبی(تلفیق الگوی مصرف سنتی و مدرن)،با میزان رفاه ذهنی تفاوت وجود دارد؟
  5. آیا بین پایگاه اجتماعی _ اقتصادی افراد با میزان رفاه ذهنی تفاوت وجود دارد؟
  6. آیا بین سن با میزان رفاه ذهنی افراد تفاوت وجود دارد؟
  7. آیا بین جنس با میزان رفاه ذهنی افراد تفاوت وجود دارد؟
  8. آیا بین وضعیت تاهل با میزان رفاه ذهنی افراد تفاوت وجود دارد؟

۱-۴- اهداف تحقیق:
– توصیف متغیر های الگوی مصرف و رفاه ذهنی.
– شناسایی الگوهای مصرف و رابطه آنها با رفاه ذهنی.
– بررسی رابطه الگوهای مصرف و رفاه ذهنی.
– بررسی تغییر در رفاه ذهنی با بهره گرفتن از تغییرات در الگوهای مصرف.
۱-۵- ضرورت و اهمیت تحقیق:
بررسی رابطه الگوهای مصرف(سنتی،مدرن و ترکیبی) و رفاه ذهنی از دو جنبه نظری و کاربردی حائز اهمیت است. یعنی هم تحقیقی بنیادی است و موجب شناخت بیشتر این بعد از علوم اجتماعی و اقتصادی می شود و هم تحقیقی کاربردی است و می توان با شناخت رابطه این دو متغیر ، از نتایج آن در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها استفاده کرد. اهمیت این تحقیق را می توان نظری و بنیادی خواند، چون موجب بسط شناخت منظم و روان شناسی اجتماعی می شود. اهمیت دیگر این تحقیق، عینی و کاربردی بودن آن است که می توان از نتایج آن در عمل(یعنی سیاستگذاری و برنامه ریزی) برای حل مسائل اجتماعی سود جست.
۱-۵-۱-ضرورت نظری
رفاه اجتماعی از جمله موضوعاتی است که بخش قابل توجهی از انرژی، زمان و دغدغه مسئولین سیاسی و برنامه ریزان  اجتماعی را در جوامع گوناگون به خود اختصاص می دهد. این موضوع در شمار مقوله هایی است که به طور مستقیم با زندگی روزمره مردم در ارتباط بوده و از این جهت نقطه تلاقی عموم شهروندان با حاکمیت به شمار می رود. اما دراینجا ذکر این نکته حائز اهمیت است، که این استحکام  تا زمانی برقرار است که هر دو بعد رفاه برای مردم تامین شده باشد. یعنی هم رفاه عینی برای مردم جامعه تامین شود و هم در راستای آن مردم به رفاه ذهنی هم برسند. بنابراین اهمیت رفاه ذهنی نمود بیشتری پیدا می کند، چرا که حتی اگر افراد یک جامعه به رفاه عینی برسند، اما به رفاه ذهنی نرسند بی شک پایه های حکومتی در اثر نارضایتی مردم سست خواهد شد. بنابراین توجه به رفاه ذهنی از این رو اهمیت دارد که، همانطور که پیش تر اشاره کردیم اگرچه ماهیتی ذهنی دارد، اما پیامدهایی عینی در بر دارد. اگرچه شاخص هایی عینی برای سنجش رفاه وجود دارند، اما تا این رفاه به امر معنایی و امر ذهنی بدل نشود در کنش جلوه نمی­ کند.لذا توجه به بعد ذهنی رفاه اهمیت بیشتری پیدا می کند چرا که با ساحت عینی و عملی کنش انسان بیشترین درگیری را دارد. از سوی دیگر امروزه با گسترش زندگی شهرنشینی و افزایش دامنه فعالیت های تبلیغاتی رسانه های مختلف و تشویق به مصرف بیشتر کالاهای مصرفی ، شاهد روند لجام گسیخته ای در مصرف گرایی انسانهای معاصر هستیم.مصرف گرایی به عنوان یک فرایند اجتماعی ، بر مصرفِ مصرفی تکیه کرده و مصرف هر چه بیشتر کالاهای مصرفی ، اعم از بادوام و بی دوام را مورد تاکید قرار می دهد . در این فرهنگ ، افراد در خرید همیشگی کالا ها و خدمات جدید ، درگیر می شوند ؛ درحالی که هیچ توجهی به نیاز یا عدم نیاز به این کالا و خدمات ، قابلیت دوام آنها ، مبداء تولید یا پیامد های زیست محیطی تولید و مصرف آنها نمی کنند.  جامعه ای که این فرهنگ بر آن حاکم گردد ، همان جامعه مصرفی خواهد شد
؛ که در آن ، بنا به نظر بودریار ، « مصرف مبتنی بر خواست ، مطرح می شود ؛ نه صرفا مبتنی بر نیاز» ؛ یعنی مصرف  با میل آمیخته می شود و سلیقه و میل افراد در جامعه ، بر نوع الگویی که آنها برای مصرف در زندگی خود انتخاب می کنند نیز تاثیر می گذارد.در این حالت، رابطه الگوی انتخابی افراد با احساسی که آنها از استفاده از این الگو در ذهنشان پدید می آید نیز اهمیت می یابد.بنابراین اگر ادعا کنیم که افراد با انتخاب نوع الگوی مصرفی خود به رفاه عینی دست می یابند بنابراین ارتباط این الگوها با رفاه ذهنی نیز اهمیتی ویژه می یابد که مطالعه نظری آن ضروری به نظر می رسد.
۱-۵-۲-ضرورت کاربردی
همانطور که در آغاز بحث مطرح کردیم می توان با شناخت رابطه دو متغیر الگوهای مصرف و رفاه ذهنی ، از نتایج آن در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها استفاده کرد. ضرورت کاربرد این دو متغیر از آنجایی ناشی می شود که هر دو آنها در زندگی افراد جامعه نقش به سزایی ایفا می کنند. از یک سو چون در جریان هدف­گذاری های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، امری مهم که دولتمردان و برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی را درگیر می سازد، ایجاد رفاه می باشد و از آن جایی که رفاه امری بسیار پیچیده می باشد و همیشه در معنای کمی و عینی نمی­گنجد. لذا برای برنامه ریزان و اقدام کنندگان برنامه ها، پنداشت های مردم نسبت به مقوله رفاه ذهنی و نیز نگرش آنها در مورد کسب هر دو بعد آن بسیار حائز اهمیت می باشد. در صورت عدم توجه به این مقوله، علاوه بر اینکه برنامه ریزان به صرف تلاش های بسیار و هزینه های هنگفت مالی و زمانی به رفاه نائل نمی گردند، ممکن است اقدامات آنها خاصیت کژکارکردی داشته باشد و سیر دسترسی به رفاه را برای شهروندان به تعویق اندازد.از طرف دیگر در دهه های اخیر مصرف به نحوی فزاینده به تمام حوزه های زندگی امروزی رخنه نموده به طوری که بازتاب آن در الگوهای مصرفی افراد نمایان شده است. بنابراین مصرف و الگوهای مصرفی ناشی از آن  که تابعی از کشش های روانشناختی،نیازهای اساسی، باورهای اخلاقی یا مذهبی،نگرش های فرهنگی و شرایط اجتماعی هستند به موضوعی جدی در پژوهش های جامعه شناختی تبدیل شده اند. به طوری که میل و سلیقه افراد و نحوه انتخاب الگوهای مصرف و دیدگاه های مردم نسبت به الگوهای موجود حائز اهمیت می باشد. با توجه به اهمیت کارکردی هر یک از این دو مفهوم بررسی رابطه آنها نیز به لحاظ کارکردی اهمیت می یابد و مطالعه آن ضروری به نظر می رسد.
۲-۱- مقدمه:

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*