تأثیر نوع دستورالعمل کانون توجه و سن بر اکتساب،یادداری و انتقال مهارت پرتاب دارت

تا کنون “فرضیه عمل محدود شده[۱۰] ” توانسته است مزایای توجه بیرونی را به اثبات برساند، بر طبق این فرضیه، افرادی که به حرکاتشان مستقیمأ توجه دارند “توجه درونی[۱۱] ” در هنگام انجام یک مهارت حرکتی، حرکاتشان را در یک حالت نسبتأ خودآگاه کنترل می کنند که همین مسئله سیستم حرکتی آنان را محدود و فرایندهای کنترل خودکارشان را مختل می کند، برعکس ثابت شده است که تمرکز روی توجه بیرونی، استفاده از فرایندهای کنترل خودکار را بهبود می بخشد. به عبارت دیگر هر چه

 توجه فرد به خارج از بدن و اثر حرکت، بیشتر معطوف گردد، اجرای بهتری مورد انتظار است (وولف و جیان سو[۱۲]، ۱۹۹۸؛ وولف و شیآ[۱۳]، ۲۰۰۷؛ رادفر، ۱۳۸۶؛ شهریاری، ۱۳۸۶؛ لطفی، ۱۳۸۷). بطور کلی از این نتایج استنباط می شود که توجه بیرونی موجب کاهش نیازهای توجه ای می شود ولی توجه درونی فرایندهای پردازش اطلاعات بیشتری را درگیر می نماید (وولف و مک نوین[۱۴]، ۲۰۰۲؛ مقدم، ۱۳۸۵). محققین پیشنهاد کردند که اصول یادگیری حرکتی می تواند به درمانگر در ساختار توانبخشی در ترتیب و تسهیل یادگیری حرکتی بیماران کمک کند (وولف و شیآ، ۲۰۰۷؛ جاروس و راتزون[۱۵]، ۲۰۰۵). اختلاف در کانون توجه میان کودکان و بزرگسالان شامل پردازش اطلاعات و سیستم حساس (بصری و جنبشی) در تفاوت بین دو گروه سنی است. بزرگسالان تمایل به توجه خود به خود بوسیله اطلاعات دیداری دارند در حالی که کودکان بیشتر در پردازش اطلاعات بی تجربه هستند و اغلب اشارات بی ربط را برای موضوع بصری جمع آوری می کنند. بنابراین راهنمایی توجه کودکان به راهنمایی بصری (کانون بیرونی) عملکردشان را کاهش می دهد (میشل[۱۶] و همکاران، ۲۰۰۸). در ضمن یکپارچگی بین حسی تقریبأ برای بیشتر اجراهای ماهرانه مهارتها ضروری است. بالاترین سطح یکپارچگی بین حسی شامل انتقال مفاهیم در میان اندامهای حسی مختلف است که بزرگسالان بالاترین سطوح یکپارچگی را دارا هستند و کودکان در سطح پائین تری از سطوح یکپارچگی قرار دارند. یکپارچگی بین حسی در زمینه دو حس بینایی و حس حرکتی با افزایش سن کودکان پیشرفت می کند (شبانی، محمد ۱۳۸۲).

در تحقیقات نشان داده شده است که پردازش خودکار (غیرهوشیارانه) در افراد مسن تر به خوبی انجام می شود، در صورتی که پردازش کنترل شده (هوشیارانه) در آنها

مطلب دیگر :

رضایت اقتصادی چیست؟

 افول پیدا کرده است (اشمیت، ترجمه نمازی زاده، ۱۳۸۴).

در تحقیقات متعددی که بر روی کانون توجه و افراد بزرگسال انجام شده، نتایج بدست آمده بیان کننده این است که افراد بزرگسال استفاده بیشتری را از کانون توجه بیرونی در انجام مهارتهایشان می برند (وولف و مک نوین،۲۰۰۲؛ وولف و شیآ، ۲۰۰۷؛ وولف، ۱۹۹۹؛ وولف و جیان سو، ۲۰۰۷؛ طهماسبی، ۱۳۸۳؛ رادفر، ۱۳۸۶). البته در بزرگسالان مبتدی و ماهر مشاهده شده است که بزرگسالان ماهر از کانون توجه بیرونی و افراد مبتدی از کانون توجه درونی بیشتر سود می برند. در تحقیقات، مقایسه بین بزرگسالان و کودکان این گونه مشاهده شده است که بزرگسالان از کانون توجه بیرونی و کودکان از کانون توجه درونی بهره می برند (میشل و همکاران، ۲۰۰۸). در حالی که در تحقیقی که بر روی کودکان ۸ ساله انجام داد نشان از برتری گروه کانون توجه بیرونی در مقایسه با گروه کانون توجه درونی در یادگیری حفظ تعادل پویا داشت (بادامی، رخساره ۱۳۸۳).

با توجه به مرور ادبیات پیشینه در خصوص کانون توجه مشاهده گردید که اکثر تحقیقات بر روی بزرگسالان انجام شده است و متأسفانه در زمینه کانون توجه کودکان تحقیقات اندکی انجام گردیده و نتایج ضد و نقیضی بدست آمده است و به طور مسلم مشخص نشده است که کودکان از چه کانون توجهی بیشتر استفاده می کنند (میشل و همکاران، ۲۰۰۸). همچنین در اکثر تحقیقات نمونه ها بزرگسالان (۳۵-۲۰) ساله  بوده اند، و تحقیقی بر روی افراد سالمند انجام نگرفته است، از اینرو با توجه به اهمیت یادگیری حرکتی، حرکت درمانی و فیزیوتراپی در همه سنین و همچنین طبق نظریات گالاهو، که افراد در طول عمر از ( کودکی تا سالمندی ) از لحاظ رشدی و حرکتی دستخوش تغییرات بسیاری می گردند. این سؤال مطرح می شود که آیا در طول عمر در کانون توجه افراد نیز تغییری صورت می گیرد، و آیا کانون توجه در سنین مختلف به سمت خاصی رشد می کند و شباهتی میان کودکان و سالمندان وجود دارد؟ لذا به دلیل اهمیت بسیاری که کانون توجه در یادگیری مهارت ها دارد، مسئله ای که در این تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد بررسی روند تغییرات کانون توجه بر روی سنین (کودکی، نوجوانی، بزرگسالی، میانسالی و سالمندی) می باشد.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*