نقش مدیران در ارتقای سرمایه اجتماعی در آستان قدس رضوی

۱۵-۱- پیشینه تحقیق۱۱

۱۶-۱- شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق.۱۲

۱۷-۱- خلاصه فصل نخست.۱۲

فصل دوم: مبانی نظری

 ۱- بخش نخست: نقش مدیران.۱۴

۱-۱-۲- مقدمه۱۵

۲-۱- ۲- تعریف مدیریت۱۵

۳-۱-۲-سیر تحول تاریخی نظریه های مدیریت ۱۸

۱-۳-۱-۲- اصول علم اداره( نظریه فراگرد مدیریت)۱۸

۲-۳-۱-۲- نظریه بورکراسی۲۲

۳-۳-۱-۲-  مکتب نئوکلاسیک (روابط انسانی)۲۳

۴-۳-۱-۲- وضعیت مدیریت امروزی.۲۵

۴-۱-۲-  انواع مدیران۲۶

۵- ۱- ۲- وظایف مدیران۳۰

۶- ۱- ۲- مدیران چه می کنند؟.۳۲

۷-۱-۲-   خصوصیات کاری مدیران.۳۳

۸- ۱-۲- چرا سازمان ها به مدیران نیازمندند؟.۳۴

۹-۱- ۲- مدیریت موفق و موثر.۳۶

۱-۹-۱-۲- چگونه می توان مدیر موفق و موثری بود۳۶

۲-۹-۱-۲- الگوی نقش مدیران اثربخش و موفق.۳۶

۳-۹-۱- ۲- الگوی رفتاری مدیران موفق.۳۷

۴-۹-۱- ۲-الگوی رفتاری مدیران اثربخش۳۸

۱۰-۱-۲-   ضرورت مطالعه نقش های مدیران.۳۸

۱-۱۰-۱-۲-  مفهوم نقش۳۹

۲-۱۰-۱-۲-  تعریف نقش ۴۰

۳-۱۰-۱-۲- اهمیت تئوری نقش.۴۱

۴-۱۰- ۱- ۲-رویکردهای نقش شناسی. .۴۲

۵-۱۰-۱-۲-  مراجع نقش.۴۳

۶-۱۰-۱- ۲- تئوری های مدیریت و مفهوم نقش۴۴

۱-۶-۱۰- ۱-۲- سطوح مدیریت.۴۴

۲-۶-۱۰- ۱-۲- اندازه سازمان.۴۵

۳-۶-۱۰- ۱-۲- تکنولوژی۴۵

۴-۶-۱۰- ۱- ۲- انتظارات ذی نفعان محیطی.۴۶

۱۱-۱- ۲- مهارت های مدیریتی.۴۸

۱-۱۱-۱-۲- مهارت های سه گانه مدیران۴۹

۲-۱۱- ۱- ۲- ارزش نسبی مهارت ها۵۰

۳-۱۱- ۱- ۲- انواع مهارت های مدیریتی از دیدگاه هنری مینتزبرگ.۵۱

۱۲- ۱- ۲- رویکرد نقش های مدیران.۵۲

۱۳- ۱-۲-  نظریه نقش های مدیران۵۳

۱۴- ۱-۲- پژوهش های انجام شده پیرامون نقش های مدیران(پژوهش

هنری مینتزبرگ).۵۳

۱-۱۴- ۱-۲- خصوصیات منحصر به فرد مدیران.۵۴

۲-۱۴- ۱-۲- نقش های مدیران۵۶

۳-۱۴-۱-۲-  اقتضائات کاری مدیران.۶۰

۱۵-۱-۲- آشنایی با سازمان آستان قدس رضوی(پیشینه تاریخی،اهداف،وظایف و ساختارو.).۶۱

۲- بخش دوم: سرمایه اجتماعی.۶۶

۱- ۲- ۲- مقدمه۶۶

۲- ۲-۲- تاریخچه سرمایه اجتماعی۶۷

۳- ۲-۲- تعریف سرمایه اجتماعی.۶۸

۴- ۲-۲- انواع سرمایه اجتماعی.۶۹

۱-۴- ۲-۲- سرمایه اجتماعی رسمی و غیر رسمی۷۰

۲-۴-۲-۲-  سرمایه اجتماعی متراکم و غیر متراکم۷۰

۳-۴-۲-۲- سرمایه اجتماعی درون نگر و برون نگر.۷۱

۴-۴-۲-۲- سرمایه اجتماعی گسسته و پیوسته.۷۲

۵-۲- ۲-ابعاد سرمایه اجتماعی.۷۲

۶-۲-۲- نظریه های سرمایه اجتماعی.۷۶

۱-۶-۲-۲- نظریه پیوندهای ضعیف.۷۶

۲-۶-۲-۲- نظریه شکاف ساختاری۷۶

۳-۶-۲-۲- نظریه منابع اجتماعی.۷۷

۷- ۲- ۲-الگوهایی برای تبیین مفهوم سرمایه اجتماعی.۷۷

۸-۲- ۲-ویژگی های سرمایه اجتماعی۷۹

۹- ۲-۲- راه های ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی در سازمان۸۰

۱۰-۲-۲- مزایای سرمایه اجتماعی.۸۲

۱۱-۲-۲- هرینه های بالقوه سرمایه اجتماعی.۸۴

۱۲-۲- ۲- سرمایه اجتماعی در حوزه سازمان و مدیریت.۸۵

۱۳- ۲- ۲- نقش سرمایه انسانی و افراد در سرمایه اجتماعی سازمان.۸۷

بخش سوم: ارتباط بین سرمایه اجتماعی و نقش مدیران۹۱

۱- ۳-۲- مقدمه۹۱

۲-۳- ۲- تعهد سازمانی۹۱

۳-۳-۲- اعتماد سازمانی.۹۴

۴-۳-۲- شایستگی مدیریتی۹۴

۵-۳-۲-۲- نقش مدیران در ایجاد سرمایه اجتماعی۹۵

۶-۳-۲- مواردی را که باید مدیران برای ارتقای سرمایه اجتماعی در نظر بگیرند۹۸

۷-۳-۲- مدل مفهومی۱۰۲

۸- ۳-۲- مدل تحلیلی۱۰۳

۹-۳-۲-  خلاصه فصل دوم۱۰۴

 

فصل سوم: روش شناسی تحقیق

۱- ۳- مقدمه.۱۰۵

۲-۳- مطالعات و بررسی هابرای طراحی الگو.۱۰۶

۳- ۳- مدل مفهومی پژوهش۱۰۷

۴- ۳- مدل تحلیلی پژوهش.۱۰۸

۵- ۳- تشریح مختصر مفاهیم ابعاد نقش مدیران و سرمایه اجتماعی در الگوی حاضر.۱۰۹

۶-۳-  متغیرهای تحقیق۱۱۰

۷- ۳- روش شناسی پژوهش.۱۱۰

۸- ۳- روند تحقیق در بخش کمی ۱۱۰

۹-۳- تقسیمات پژوهش های علمی برمبنای هدف.۱۱۲

۱۰-۳- تقسیمات پژوهش ها بر اساس نحوه گردآوری داده ها۱۱۳

۱۱-۳- ابزارهای جمع آوری داده ها.۱۱۴

۱۲- ۳- روایی و پایایی پژوهش۱۱۴

۱۳-۳-  جامعه و نمونه آماری۱۱۶

۱۴-۳- جامعه آماری پژوهش.۱۱۶

۱۵-۳- روش نمونه گیری.۱۱۷

۱۶-۳- مراحل اصلی اجرای طرح.۱۱۷

۱۷- ۳-روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات۱۱۹

۱۸- ۳- آمار توصیفی وآمار استنباطی.۱۱۹

۱۹-۳- آزمون های آمار استنباطی.۱۲۰

  • روش تحلیل رگرسیون۱۲۰

۲۰- ۳- خلاصه فصل سوم۱۲۱

 

فصل چهارم:یافته های تحقیق و تجزیه و تحلیل آن

۱- ۴- مقدمه۱۲۲

۲-۴- یافته های پزوهش.۱۲۲

۳- ۴- آمار توصیفی. .۱۲۲

۱-۳-۴- جنسیت۱۲۳

۲-۳-۴- سن۱۲۴

۳-۳- ۴- تحصیلات.۱۲۵

۴-۳- ۴- سمت شغلی.۱۲۶

۵-۳-۴- سابغه شغلی۱۲۷

۶-۳-۴- رشته تحصیلی.۱۲۸

۷-۳- ۴- حوزه فعالیت.۱۲۹

۸-۳- ۴- نوع استخدام.۱۳۰

۴-۴- آمار استنباطی.۱۳۱

۵- ۴- بررسی نرمال بودن توزیع۱۳۱

۶-۴- بررسی تاثیر نقش مدیران بر ارتقای سرمایه اجتماعی.۱۳۲

۱-۶-۴- فرضیه یک: نقش ارتباطی مدیران بر سرمایه اجتماعی موثر است.۱۳۲

۲-۶-۴- فرضیه دوم: نقش اطلاعاتی مدیران بر سرمایه اجتماعی موثر است.۱۳۳

۳-۶-۴- فرضیه سوم: نقش تصمیم گیری مدیران بر سرمایه اجتماعی موثر است.۱۳۴

مطلب دیگر :

۷- ۴- مدل نظری تحقیق۱۳۴

۸-۴- برازش مدل نظری تحقیق.۱۳۵

۹- ۴- خلاصه فصل چهارم۱۳۸

 

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

۱-۵- مقدمه۱۳۹

۲-۵- نتایج تحقیق.۱۴۱

۳- ۵- مهم ترین عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی.۱۴۲

۴- ۵- مهم ترین عوامل موثر بر نقش مدیران.۱۴۲

۵- ۵- تاثیر نقش مدیران بر ارتقای سرمایه اجتماعی۱۴۴

۱-۵- ۵- فرضیه یک: نقش ارتباطی مدیران بر سرمایه اجتماعی موثر است۱۴۴

۲-۵-۵- فرضیه دوم: نقش اطلاعاتی مدیران بر سرمایه اجتماعی موثر است۱۴۵

۳-۵-۵- فرضیه سوم: نقش تصمیم گیری مدیران بر سرمایه اجتماعی موثر است.۱۴۵

۶- ۵- بررسی مدل مفهومی تحقیق( سوال اصلی تحقیق)۱۴۵

۷- ۵- محدودیت های پژوهش۱۴۷

۸- ۵- پیشنهادات مربوط به تحقیق.۱۴۷

۹- ۵- پیشنهاداتی بر اساس یافته های تحقیق۱۴۷

۱۰- ۵- پیشنهاداتی برای پژوهش های آینده۱۴۷

۱۱- ۵- خلاصه فصل پنجم.۱۴۸

منابع و ماخذ.۱۴۹

الف) منابع فارسی.۱۴۹

ب) منابع لاتین۱۵۳

پیوست.۱۵۹

مقدمه:

ظهور سازمان های اجتماعی وگسترش روزافزون آنها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است
وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگی ها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمان ها افزوده می شود. بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است . یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیت های اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا آنجا درست قلمداد می کند،که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و آسایش را به بوجود آورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج آن است نه شیوه انجام آن عمل.

مسئولیت سازمان‌ها این نیست که صرفاً اثربخش باشند، بلکه مسئولیت آن‌ها اینست که به جامعه‌ای که در آن فعالیت دارند، خدمت کنند. اساساً یک سازمان برحسب نیازی عمومی و اجتماعی به‌وجود می‌آید و مبنای ایجاد سازمان نیاز به تولید کالا و یا ارائه خدمت به جامعه است. لذا نه سازمان می‌تواند خود را از جامعه جدا کند و ه جامعه می‌تواند بدون سازمان زندگی کند. از نتایج این رابطه لاینفک این است که هر تصمیم و عمل سازمان به نحوی روی جامعه تأثیر می‌گذارد. تأثیرگذاری فوق باعث می‌شود که آحاد جامعه، خود را در عملکرد سازمان سهیم دانسته و از سازمان مسئولیت خواسته و حسابرسی کنند.

عصر حاضر را عصر مدیریت نامیده‌اند. چرا که هر تصمیم یک مدیر می‌تواند طی یک روند سلسله‌وار، دیر یا زود، سرنوشت تمام نهادهای جامعه را دستخوش تغییر نماید. لذا یکی از مسائل و مشکلات اجتماعی که طی سال‌های اخیر توجه بسیاری از صاحب‌نظران و دست‌اندرکاران جوامع مختلف را به خود جلب کرده‌است، عدم توجه و پایبندی سازمان‌ها و مدیران به وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی‌شان است.

امروزه سرمایه اجتماعی مفهومی وسیع‌تر از فعالیت‌های گذشته دارد و نقش بسیار مهمی در مدیریت نوین جوامع ایفا می کند به طوری که اثربخشی سایر سرمایه ها منوط به وجود این سرمایه خواهد بود. لذا بدون سرمایه اجتماعی، پیمودن راه های توسعه و تکامل دشوار می شوند.ار این رو سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل محوری برای دستیابی به توسعه محسوب می شود و مدیرانی موفق قلمداد می شوند که بتوانند در ارتباط با جامعه به تولید سرمایه اجتماعی بیشتری نایل گردند.

۲-۱- بیان مسئله:

محیط های سازمانی جدید که با ویژگی های پیچیدگی، آشفتگی، سرعت و تغییرهای شتابان همراهند نیازمند نیروهای انسانی انعطاف پذیر،کارآفرین، مسئولیت پذیر، با اعتماد بالا، مبتکر و مشارکتی هستند. در چنین سازمان هایی، ساختارهای سازمانی  و سبک ها و روش های مدیریتی باید به گونه ای باشد که منابع انسانی و دیگر امکانات آن در فرایند تصمیم گیری و اجرا و رسیدن به هدف های سازمانی دخالت و مشارکت داشته باشند تا با تشکیل گرو ه ها و تیم های خود گردان و تفویض اختیار و قدرت اجرایی به زیردستان، سازمانی پویا و توسعه پذیر شکل دهند.

در چنین صورتی است که شرایطی توام با اعتماد سازمانی و مشارکت مفید و سازنده در سازمان ایجاد خواهد شد. توجه به”سرمایه اجتماعی”بستر ساز و متحقق کننده اهداف ذکر شده بالاست. سرمایه اجتماعی، مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادل ها و ارتباطات و تعاملات بین فردی و گروهی می شود و به همین جهت، اهمیتی فراوان می یابد. در مجموع، سرمایه های اجتماعی منابع در دسترس هستند نظیر اطلاعات، اندیشه ها، فرصت های کسب و کار، سرمایه های مالی، قدرت و نفوذ، پشتیبانی های احساسی، اعتماد و همکاری. (stone, 2002:23).

به گفته ی پیتر دراکر(۱۹۹۹) اگر قرن بیستم را قرن بهره وری نیروی انسانی بدانیم، قرن بیستم باید قرن کارهای دانش محور،نام گیرد. بدون سرمایه اجتماعی، پیمودن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و بسیار دشوار می شوند.

امروزه بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده اند که برای رسیدن به توسعه، بیشتر از آن که به سرمایه های فیزیکی، اقتصادی و انسانی نیازمند باشیم به سرمایه اجتماعی محتاجیم، چرا که بدون سرمایه اجتماعی، استفاده از دیگر سرمایه ها مقدرو و میسر نخواهد شد. (Rice, 2001: 61).

“برت “بیان می کند که مفهوم سرمایه اجتماعی مرتبط به استفاده صحیح از مبانی روش شناختی و نظری تحلیل شبکه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی، اهمیت اساسی شبکه های قوی، روابط مبتنی بر اعتماد اجتماعی این است که شبکه های روابط، سازنده منبعی ارزشمند برای اعضایشان به منظور انجام امور اجتماعی هستند. (Burt,1997:343).

“بیکر” نیز بیان می دارد که سرمایه اجتماعی منبعی است که اعضای شبکه از ساختارهای اجتماعی مشخص به دست می آورند و از آن برای رسیدن به منافع خود استفاده می کنند(Baker,1990: 594). در همین راستا، “کلمن” نیز معتقد است که سرمایه اجتماعی یک موجودیت منحصر به فرد نیست، بلکه مجموعه ای از موجودیت هاست که دارای دو مشخصه اصلی است: اولاً تشکیل دهنده بخشی از ساختار اجتماعی است و ثانیاً تسهیل کننده اقدامات افراد در ساختار اجتماعی است(coleman,1998:461).

با توجه به آنچه بیان شد، به نظر می رسد که اقدامات مدیران در جهت تقویت سرمایه اجتماعی مساله ای اساسی است. رفتار و شیوه عمل مدیران و سرپرستان از طرز تفکر، ارزش ها و اعتقاداتشان سرچشمه می­گیرد و بستگی زیادی به فرهنگ جامعه دارد. مدیران به عنوان تصمیم گیرندگان سازمان می توانند بر فرهنگ سازمان و باورهای مشترک افراد تاثیر بگذارند (میرسپاسی، ۱۳۷۱: ۵۴). این تاثیر به شرطی می تواند انجام شود که: الف) مدیران برای رهبری سازمان مهارت های لازم را دارا باشند؛ ب) طول مدت مدیریت آنها آنقدر طولانی باشد که فرصت آموزش، انجام تغییرات سازمانی و ایجاد ارزش های مشترک را داشته باشند(صرافی زاده،۱۳۷۳: ۲). در واقع، از جمله عناصر نظام مدیریت خود مدیریت است و از آنجا که بیان فرهنگ و تحقق ارزش های آن باید توسط فردی صالح و عامل به ارزش های فرهنگ و دور از ضد ارزش های آن باشد، لذا واجب است مدیر به عنوان مبلغ فرهنگ و مجری آن همواره این اصل را در نظر داشته باشد(افجه ای، ۱۳۶۸: ۱۳). حال که به اهمیت نقش مدیران در جوامع آگاهی یافتیم، ببینیم که براستی مدیران در سازمان ها چه وظایفی را انجام می دهند و چه نقش هایی را ایفا می نمایند.

به عقیده پیتر دراکر (ایران نژاد پاریزی، ۱۳۷۱: ۳۴۶ )”مدیر افراد را اداره نمی کند بلکه آنها را بر می انگیزد، راهنمایی می کند و برای دستیابی به هدف های سازمان یاری شان می کند. این وظایف را مدیر چگونه به انجام می رساند؟ آیا مدیران رسالت انجام همان نقش هایی را که کلاسیکها (فایول و گیولیک)آنرا با POSDCORB معرفی نمودند، دارند؟  و یا چیزی فراتر از آن؟ و آیا نقش واقعی مدیران و وظایفی که انجام می دهند چیزی جز ادعای کلاسیک ها است و همان نقشهای اصلی سه گانه میتنزبرگ یعنی “میان فردی”، “اطلاعاتی” و “تصمیم گیری” است.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*