پایان نامه نهایی- قسمت ۷

موجود بودن و کیفیت مناسب و پایدار خدمات را تضمین می کند . وظیفه و نقش این عنصر آمیخته بازاریابی خدماتی ، ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای خدمات است . با توجه به غیر قابل ذخیره بودن خدمات ، مدیریت عملیات باید از طریق روش های تخصصی و حرفه ای بتواند نیازهای خدماتی را در هر زمان چه هنگام نیاز شدید و چه هنگام نیازهای مقطعی و همگانی بر آورده سازد . همراه با پیشرفت تکنولوژی و سرعت فزاینده دگرگونیها ، بسیاری از زمینه های خدماتی در حال تغییر است . این تغییرات خود ایجاد کننده انواع خدمات تازه ای است که برای اداره آنها به مدیران کارآمد در همه زمینه ها از جمله مدیریت بازاریابی خدمات نیاز داریم (همان ماخذ:۳۷۹).
گفتار سوم
قیمت گذاری درخدمات گردشگری
 تصویر درباره گردشگری

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۳) قیمت در گردشگری

 

در سال های اخیر ، بیشتر ین رشد صنعت گردشگری در بخش مراکز اقامتی ،مهمان پذیرها در شرکت های زنجیره ای یا بخش شرکتی صنعت اتفاق افتاده است . رهبران صنعت مهمان پذیری مانند :ماریوت ، اینترنشنال ، هال ، مک دونالد، برگر کینگ و .. افزایش سهم بازار خود در برابر سازمان های مستقل و شرکت های زنجیره ای کوچک تر ادامه می دهند . در حالی که این مسئله باعث ایجاد رقابت در بازار شده و مسئله بازاریابی و قیمت گذاری را در صنعت گردشگری حساس تر می نماید . قیمت گذاری و روش های قیمت گذاری در صنعت گردشگری از اهمیت بالاتری برخوردار است و بررسی بهترین روش قیمت گذاری در صنعت گردشگری در مناطق گردشگری از اهمیت بالاتری برخوردار است .(فیاضی ، ۱۳۹۰ : ۱۶)
قیمت‌گذاری از نظر لغوی ‌:قیمت از نظرلغوی یعنی سنجش، ارزیابی، اندازه و معیار. قیمت در بازار عبارت است از ارزش مبادله‌ای کالا و خدمت که به صورت واحد پول بیان می‌شود.
بر این اساس، ‌قیمت‌گذاری‌ بطور ساده‌ یعنی‌ تعیین‌ قیمت‌ برای‌ کالا یا خدمت‌. قیمت‌گذاری‌ فعالیتی‌ است‌ که‌ باید تکرار شود و فرایندی‌ مداوم‌ و پیوسته‌ است. این‌ تداوم‌ ناشی‌ از تغییرات‌ محیطی‌ و نبود‌ ثبات‌ در شرایط‌ بازار است‌ که‌ لزوم‌ تکرار این فرایند را توجیه می‌کند.
تعریف قیمت: مجموع رقم پولی ای است که مشتری حاضراست به ازای دراختیارگرفتن محصول بپردازد. ازسوی دیگرقیمت درواقع بیانگرارزشی است که محصول برای مشتری ایجاد می کند. همین موضوع را وقتی ازمنظرعرضه کننده بنگریم باید گفت، قیمت مبلغی است که بابت محصول می توان ازمشتری اخذ نمود. به عنوان مثال وقتی درپروازمعینی دونوع خدمات یکی اقتصادی ودیگری فرصت کلاس به مشتریان با دوقیمت متفاوت عرضه می شود، اختلاف این قیمتها درتفاوت میان ارزشهای ایجاد شده درمحصول مختلف است. درصنعت هتلداری نیزوقتی تفاوت درقیمت محصولی معین، بخوانیم اقامت دراتاق متعارف یک هتل ۴ستاره درطول زمان های اوج سفروفصل غیرسفررا مقایسه کنیم، بازاین اختلاف درقیمت ها حاصل ارزش ایجاد شده است که اینجا به زمان اقامت ارتباط می یابد. زیرا اینجا برای مشتری دراختیارداشتن اتاق موردنظردرایام اوج سفراست که ایجاد کننده ارزشی بیشترخواهد بود. اما هرقیمتی وقتی معنی پیدا می کند که دیگرجنبه های آمیخته بازاریابی مشخص باشد. منظوراین است که هرخریداردرهرزمان معین برای نوع خاصی ازمحصول، دراندازه ومارک معلوم که ازطریق کانال توزیع وبه روش مشخصی نیزترویج شده، قیمت معینی پرداخت می نماید. شرایط فروش نیزمساله قیمت گذاری را پیچیده ترمی کند. مبادله به صورت نقد،نسیه،با کارت اعتباری ویا اقساط صورت می پذیرد واین خود منجربه تغییرقیمت می شود. بنابراین، قیمت یک مفهوم نسبی است که به دیگراجزاء آمیخته بازاریابی، شرایط مبادله، وهزینه های پنهان ناشی ازطبیعت شخصی خریدار( ازجمله وقت،انرژی،هزینه فرصت) بستگی دارد(دهدشتی و فیاضی ،۱۳۹۰).
عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۳-۱) عوامل موثربرتعیین قیمت

 

مجموعه عوامل متعددی ازسوی صاحب نظران به عنوان عوامل موثربرتعیین قیمت عنوان گردیده اند. این عوامل را می توان اهداف بازاریابی بنگاه، ترکیب آمیخته بازاریابی، ساختاربازار، رفتارتقاضای مصرف کننده، هزینه های تولید و بازاررسانی و عوامل خارجی ازقبیل محدودیت های حاصل از قانونگذاری و تعیین مقررات دولتی دانست. یک قیمت، یک پیشنهاد و سنجشی از نبض بازا راست. امرقیمت گذاری می بایست به روابط سایرعناصر درکانال بازاریابی توجه داشته باشد. مسائل وعوامل رقابتی نیزبرقیمت گذاری موثرند. مساله دیگرقوانین ومقررات موضوعه دولتی است که بیش از هر جنبه دیگری بر قیمت گذاری درآمیخته بازاریابی تاثیردارند.پس همانگونه که مشاهده می شود قیمت گذاری یک محاسبه ساده برای جبران هزینه و یا ایجاد سود مشخص نیست، بلکه باید دربین عواملی که از قیمت کالا متاثرمی شوند تعادل ایجاد نماید(فرزین،۱۳۸۴).

 

۲-۳-۲)تصمیمات قیمت گذاری

 

تصمیمات قیمت گذاری ازاهمیت خاصی برخوردار است، زیرابطورمستقیم برمشتری اثرمی گذارد. بنابراین قیمت نقش مهمی دررابطه پویای فروش وسودآوری موسسه ایفا می کند. قیمت دربسیاری ازتصمیمات بازاریابی ازجمله معرفی یک محصول جدید، تعیین ویژگیهای محصول، تنوع طرحها، ومیزان بودجه ترویج محصول نقش اساسی دارد. دربسیاری موارد عوامل برون سازمانی براهمیت تصمیم گیری می افزایند. افزایش سرعت پیشرفت فن آوری موجب تسریع حرکت کالا در دوره حیات آن شده و قیمتها به طور مداوم تغییرمی کند. رقابت قیمتی کالاها با مارکهای متفاوت، وکالاهای جانشین منجربه تغییرات تصمیم گیری درمورد قیمتها می گردد(همان ماخذ).
دراقتصادبازارآزاد،قیمت همیشه برمیزان تقاضای کالاوخدمات تاثیردارد.این مواردخودموقعیت رقابتی،وسهم شرکت ازبازارراتحت تاثیرقرارمی دهند.بنابراین بازاریاب بایدازخودسوال کندکه تاچه اندازه می توان بدون کاهش تقاضا،برقیمت افزود؟ویابه منظوراستفاده ازمزیت افزایش تقاضاتاچه اندازه می توان ازقیمت کاست؟ ازاین روهدف، تعیین قیمتی برای کالا است که درآمد کلی ایجاد شده، سود قابل قبولی را حاصل سازد(فیاضی و دهدشتی،۱۳۹۰).

 

۲-۳-۳) ساختاربازارفعالیت

 

ازمنظراقتصادی یکی ازمهمترین عوامل موثربرتعیین قیمت، ساختار بازاری است که بنگاه مورد نظردرآن به فعالیت مشغول است. ساختاررقابتی، رقابت انحصاری،انحصارچند جانبه وسرانجام انحصارکامل چه درعرصه تامین منابع یادرعرضه محصول برشکل گیری قیمت محصول ما موثرند(تاج زاده ،۱۳۸۶).
در ادبیات اقتصاد خرد،بنگاه های فعال در صنعتی با شرایط رقابتی، در عمل نقشی در تعیین قیمت محصول ندارند. آنها محصول به نسبت همگن، باسهمی اندک از بازار را در شرایطی که اطلاعات به نسبت کامل در اختیار هر دو سوی عرضه کننده و متقاضی است به بازارعرضه می دارند. دریک فضای کاملاً رقابتی، اقدامات ترویجی عموماً اثربخش نبوده و در واقع ازمیان برنده منابع موسسه تلقی می شوند. بنگاه در این وضعیت تابع شرایط مجموعه عرضه و تقاضا بوده و قیمت پذیراست(تاج زاده ،۱۳۸۶).
درصنعت گردشگری علیرغم اینکه نظیربسیاری فعالیت های دیگرعلی الخصول بازارهای رقابت کامل وجود ندارند، لیکن برخی فعالیتها شرایطی نزدیک رقابت داشته وتا حدود بسیاری تابع نتایج آن وازجمله قیمت پذیری بنگاه ها هستند. هتلهای کوچک ومنفرد، کافه ها یا رستورانهای غذای سریع کوچک وغیرزنجیره ای ورانندگان وسائل نقلیه نظیرتاکسی ها دراین وضعیت قراردارند(همان ماخذ: ۲۹).
با تغییرساختار بازار به سمت رقابت انحصاری ازتعداد بنگاه های عرضه کننده کاسته می شود هرچند آنها همچنان پرشمارهستند، لیکن در چنین فضایی وزن بنگاه ها و سهم آنها از بازار یکسان نبوده و بنابراین امکان نقش آفرینی در تعیین قیمت حداقل ازسوی برخی ازآنها وجود دارد. درنتیجه شیوه قیمت گذاری ممکن است به سمتی پیش رود که در عمل بنگاه های بزرگتر نقش رهبری قیمت را در بازار عهده دارشوند و بنگاه های کوچکتر از ایشان درقیمت گذاری پیروی نمایند. درچنین بازاری است که به دلیل ایجاد تمایزدرمحصول، امکان بهره برداری از تبلیغات وجود دارد و هزینه های تبلیغاتی به بنگاه های تحمیل می شود. درصنعت گردشگری فضای فعالیت بنگاه هایی همچون هتل ها از چنین بازاری برخوردار است(تاج زاده ،۱۳۸۶).

 

۲-۳-۴)عوامل خارجی موثربرقیمت گذاری

 

شرایط ومتغیرهای اقتصاد کلان جامعه ای که بنگاه در آن به فعالیت مشغول است، نظیر رخ دادن رکود یا رونق اقتصادی و مواجهه اقتصاد با تورم سبب می شوند که هزینه های عرضه محصول تحت تاثیر قرار گیرند. به عنوان مثال وقوع تورم به افزایش سطح دستمزدها منجرشده و با توجه به کاربر بودن صنعت گردشگری، هزینه های تولید بنگاه ها افزایش می یابد. به هنگام رکود اقتصادی نیز در نخستین واکنشها نسبت به وقوع آن، سفر به طور متعارف ازجمله محصولاتی است که از سبد مصرفی خانوارها خارج شده و بنابراین ضریب اشغال محصولات گردشگری کاهش یافته و بنگاه ها به سختی خواهند توانست از پس تامین هزینه ها در این شرایط رکوردی برآیند، در چنین وضعیتی روی آوردن بنگاه ها (هتل ها،رستوران ها،تورگردانان) به سوی کاهش قیمت برای تثبیت تقاضا دور از ذهن نیست.وضع قوانین و مقررات گذاری یا لغوآنها نیز بر هزینه ها و قیمت عرضه محصولات صنعت گردشگری موثراست(رنجبران وزاهدی،۱۳۸۹).

 

۲-۳-۵)روش های قیمت گذاری

 

پس ازمعرفی عوامل موثربرقیمت،اینک زمان پرداختن به روش های قیمت گذاری رسیده است قیمت گذاری برمبنای هزینه تمام شده محصول،قیمت گذاری برمبنای ارزش بازار،وقیمت گذاری رقابتی ومناقصه(ونوس،۱۳۸۶).

 

۲-۳-۵-۱) قیمت گذاری برمبنای هزینه تمام شده

 

به طورمتعارف روش قیمت گذاری برمبنای هزینه تمام شده محصول را ساده ترین روش قیمت گذاری می دانند. در این روش پس از محاسبه هزینه تمام شده محصول، بسته به نوع کسب و کاری که بنگاه در آن به فعالیت مشغول است و فرایند عرضه محصول به مشتری درصدی به عنوان بالاسری به هزینه تمام شده محصول افزوده می شود و حاصل این جمع قیمت عرضه محصول خواهد بود.
بدیهی است این روش، علیرغم سادگی خود با اشکالاتی مواجه است.مهمترین موضوع آن است که تعیین قیمت باید حاصل تعامل میان عرضه و تقاضای محصول در بازارباشد حال آن که در این روش توجهی به شرایط جاری بازار نمی شود. به علاوه کاربرد روش بیشتر درخصوص محصولاتی که از تقاضایی با ثبات برخوردارند موجه می باشد در این صورت در خصوص آن قسم از محصولات صنعت گردشگری که با فصلی بودن و یا تقاضای بی ثبات مواجه هستند، استفاده از این روش ممکن است با مشکلاتی همراه باشد(ونوس و دیگران ،۱۳۸۶).

 

۲-۳-۵-۲)قیمت گذاری برمبنای ارزش بازار

 

برخلاف روش قیمت گذاری برمبنای هزینه تمام شده که نگاه مدیریت در امر قیمت گذاری به جنبه های داخلی بنگاه و بطورمشخص هزینه ها معطوف می گردید، در این روش به محصول از منظر بازارو مشتری نگاه می شود. در واقع هر محصول حاصل یک آمیخته بازاریابی است که می باید تناسبی میان اجزاءآن و از جمله قیمت برقرارباشد. بنابراین مدیریت بنگاه باید ضمن تعیین عناصرآمیخته بازاریابی خود به محصول از زاویه دید مشتری بنگرد تا دریابد که از نظر او این محصول تا چه حد ایجاد ارزش می کند وآن گاه براساس آن اقدام به تعیین قیمت خواهد نمود. در چنین شیوه ای از قیمت گذاری باید توجه داشت که تعیین قیمتی کمتر یا بیشتر از آنچه مشتریان انتظار آن را دارند به کاسته شدن از منافع ما خواهد انجامید. قیمتی بالاتر از حدود انتظاری مشتریان موجب از دست رفتن تقاضا و قیمتی پائین تر از آن به کاهش حاشیه سود هر واحد محصول عرضه شده در بازار منجرخواهد شد(همان ماخذ).

 

۲-۳-۵-۳)قیمت گذاری رقابتی

 

در قیمت گذاری رقابتی عمده توجه بنگاه به هنگام تعیین قیمت به شرایط قیمتی رقبای حاضر در بازار است. بنگاه با توجه به آمیخته بازاریابی خود و رقبا قیمتی را برمی گزیند که ممکن است اندکی کمتر، بیشتر و یا حدود قیمت آنها باشد. این نکته حائز اهمیت است که در این روش قیمت گذاری حداقل در ابتدا توجه کمتری به موضوع هزینه ها یا حتی تقاضای بازار مبذول می گردد و بنگاه بیشتر روی دست رقبا می نگرد. تمایزهای موجود میان محصولی که ما عرضه می کنیم و محصول رقبا ، در همین زمینه است که به تمایز قیمتی منجر می شود(گوهریان،۱۳۸۴).

 

۲-۳-۵-۴)قیمت گذاری مناقصه

 

این روش یکی از مهم ترین روش های قیمت گذاری در صنعت گردشگری است . در زمان ارائه خدمات تغذیه، امکانات حمل و نقل و سایر بخش های عملیاتی تعدادی از شرکت های گردشگری به بنگاه عرضه کننده یا امضا کننده قرار داد پیشنهاد مناقصه می دهند.هر چند که بیشتر مزایده ها بعدی کیفی دارند ، بیشتر تصمیمات بر اساس قیمت گرفته می شود.یعنی پایین ترین حد مزایده ، در قرارداد برنده است(همان ماخذ).

 

۲-۳-۶)استراتژی های قیمت گذاری

 

وقتی سخن ازقیمت گذاری به میان می آید، درپاسخ به دونوع مسئله متفاوت می باشد.گاه قیمت گذاری درخصوص کالای جدید مطرح است وگاه سخن از قیمت گذاری برای محصولات موجود در بازار مدنظر قرارمی گیرد. هر محصولی دارای چرخه حیاتی خاص خود است. شرایط محصول در مراحل مختلف این چرخه متفاوت بوده و بنابراین استراتژی های مورد کاربرد از سوی بنگاه عرضه کننده نیز در هر مرحله می تواند متفاوت ازمراحل دیگر باشد. استراتژی قیمت گذاری نیز در همین چارچوب از مرحله ای به مرحله دیگر می تواند دگرگون شود(رنجبران و زاهدی،۱۳۸۹).
در متون مختلف بازاریابی عناوین متعددی برای استراتژی های قیمت گذاری بیان می شوند. در برخی موارد همپوشانی بسیارمیان این استراتژی ها وجود دارد تا حدی که متمایز ساختن آنها از یکدیگر همواره به سادگی میسر نیست. حال آن که استراتژی مفهومی جامعه نگرتر و در چارچوب حرکات و مسیریابی اساسی بنگاه تلقی می شود و نباید آن را با اقدامات موضعی و موقت که از سوی بنگاه تحت شرایط خاص اتخاذ می شود یکسان دانست(ونوس و دیگران ،۱۳۸۶).

 

۲-۳-۷) استراتژی رهبری درقیمت گذاری

 

استراتژی رهبری قیمتها معمولاً توسط شرکتهای بزرگ دریک صنعت مورداستفاده قرارمی گیرد. درمقابل طیف گسترده ای ازشرکتها با توجه به شرایط ونوع بازارحاکم بر فعالیت آنها ناگزیر به تبعیت از شرکتهای رهبرروی می آورند .زیرا این شرکتها درزمره شرکتهای کوچک محسوب می شوند واستراتژی خاصی درمورد قیمت گذاری ندارند. این شرکتها صرفاً یک شرکت بزرگتررا انتخاب کرده وازسیاستهای آن پیروی می کنند. این استراتژی به خصوص آن هنگام مناسب است که شرکت،عامل تعیین کننده دربازارنداشته باشد.یکی ازدلایل اینکه شرکتهای بزرگ این استراتژی راتعقیب می کننداین است که صنعت باوضعیت تثبیت قیمتهامواجه است.استنباط ایشان چنین است که قیمت تعیین شده توسط رهبر،برای ایجادسودکافی مناسب است(ونوس ودیگران ،۱۳۸۶).

 

۲-۳-۷-۱) قیمت گذاری خط محصول

 

موسسات مختلفی وجود دارند که خط کاملی ازمحصول ویا تعدادی خط مرتبط محصول(به طورمثال دوربین،فیلم،فلش،ودیگراقلام مرتبط) را ارائه می دهند. این محصولات احتمالاً ازنظرتقاضا، خصوصیات رقابتی وهزینه با هم مرتبط هستند. درقیمت گذاری خط محصول، بازاریاب باید موارد زیررا تعیین نماید:
ارزان ترین محصول خود وقیمت آن.
گران ترین محصول خود وقیمت آن.
تفاوت قیمتی،برای دیگرمحصولات موجود درخط محصول
نقش هریک ازاقلام درخط محصول باید شناخته وروشن شود. به هنگام قیمت گذاری، بازاریاب درفکرجبران هزینه های کل محصولات درخط است ونه اینکه ضرورتا به فکرهرمحصول به طورجداگانه باشد.
به عنوان مثال یک بنگاه تورگردان که بسته های سفرزیارتی وسیاحتی را تدارک می بیند می تواند درخصوص قیمت بسته های سفرزیارتی، حداقلهای قیمتی را لحاظ کند،درحالی که درموردبسته های سفرتفریحی ولوکس قیمت بالایی را مدنظرقراردهد. به این ترتیب مجموع عملیات اواست که سود مناسبی را نصیب بنگاه می سازد. بدیهی است کاربرد این خط مشی ازسوی بنگاه تورگردان آن هنگام موجه است که با توجه به شناخت ازبازارخود استنباط می کند، مشتریان تورهای زیارتی، خریداربسته های سفرتفریحی نیزهستند(رنجبران و زاهدی ، ۱۳۸۹).

 

۲-۳-۷-۲)قیمت گذاری برای خریداردرآخرین لحظه

 

محصولات صنعت گردشگری اغلب ازجنس خدمت هستند. درصنعت مواد غذایی ورستوران داری نیزاین محصولات فسادپذیرند وبنابراین قابل ذخیره کردن نیستند. درنتیجه وجود ظرفیت خالی درآخرین لحظاتی که امکان عرضه محصول به مشتری وجود دارد سبب می شود که بنگاه برای تامین حداقل هزینه های متغیرخود اقدام به فروش محصول دراین زمان با قیمتی ارزانترنماید. به عنوان مثال عرضه کننده بسته سفربه یک مقصد تفریحی که ملاحظه می کند تا آخرین روزمانده به سفرهنوزبرخی ازبسته ها به فروش نرفته اند،حاضراست اقدام به فروش آخرین لحظه بسته با قیمت تمام شده بنماید. رانندگان اتوبوسهای بین شهری درپایانه های کشورمان نیزبرای تکمیل ظرفیت مسافرخود بی آن که به صورت علمی با این خط مشی آشنا باشند، درعمل آن را به کاربرده ومسافران آخرین لحظه را با بهره گرفتن ازاین شیوه ترغیب می کنند(همان ماخذ).

 

۲-۳-۷-۳)قیمت گذاری برمبنای روانشناسی مصرف کننده

 

به طورمتعارف میان سطح قیمت محصولات یک بنگاه وموقعیت وجایگاهی که ازبنگاه درذهن مشتری پرداخته می شود، ارتباطی برقراراست. این مسئله اهمیت فاکتورهای مرتبط با ویژگیهای روانی مشتریان درقیمت گذاری را روشن می سازد. به همین ترتیب ازعناصرروانشناختی می توان درجلوه دادن محصول ازنظرقیمتی نزد مشتری بهره برد. بطورمعمول چنین به نظرمی رسد که بنگاه می تواند با اعلام قیمت به صورتی خاص برنظرمشتری نسبت به قیمت اثرگذارد. به عنوان مثال وقتی هتلی برای اتاق خود قیمت ۶۹ یورودرشب را مطرح می سازد. اگرچه این عدد به عدد هفتاد یورو وبسیارنزدیک است لیکن درذهن مشتری این دهگان ۶۰ است که بیشترجلوه می کند. به همین ترتیب قیمت یک ساندویج را به جای ۱۰۰۰تومان ۹۹۵ تومان اعلام کرد. مهمترین عوامل درتعیین قیمت؛ اهداف قیمت گذاری،نفوذ مشتری،هزینه ها،خصوصیات محصول وعوامل رقابتی می باشند.بنگاه ها عموماً به جای تعیین یک قیمت مشخص، ساختاری برای قیمت گذاری ایجاد می کنند که تغییرات جغرافیایی تقاضا وشرایط متفاوت نیازبازاررا انعکاس دهد. گاهی یک موسسه با شرایطی مواجه می شود که مجبوربه تغییرقیمت های خود می گردد. ظرفیت مازاد تولیدی وکاهش سهم بازار، رکود اقتصادی ازآن جمله اند. گاهی نیزتورم ومازاد تقاضا منجربه افزایش قیمت ها می گردد. این عوامل ممکن است مستلزم کاهش تخفیفات ویا کاهش اندازه یا محتویات محصول می باشد، اما این امرنیازمند پیش بینی رفتارمصرف کننده است(رنجبران،۱۳۸۹).

 

۲-۳-۸)قیمت گذاری در مناطق گردشگری

 

بیشترقیمت گذاریها درکارگزاران مسافرتی توسط عرضه کنندگان تعیین می شود. بلیتهای هواپیما،اتاق های هتل،اتومبیل های کرایه ای وابسته های مسافرتی همه دارای قیمتهای پایه ای می باشند.اغلب محصولات با همان قیمتهایی که توسط عرضه کنندگان عرضه می گردند به مردم فروخته می شود. کارمزد یک کارگزاردرقیمت گنجانده شده است. کرایه های هوایی،نرخ اتاق های هتل وسفرهای دریایی، خواه ازکارگزاریا مستقیماً ازیک خط هوایی، هتل یا گشت دریایی خریداری گردند، دارای قیمت یکسان می باشند(تاج زاده،۱۳۸۶).

 

۲-۳-۹) عناصر موثر در قیمت گذاری رقابتی مناطق گردشگری

 

الف)تبلیغات پیشبردی:
برانگیزاننده علاقه درمحصول به وسیله پشتیبانی ازتلاش های فروش است.به طورسنتی،تلاش های تبلیغات پیشبردی به چهارحوزه تقسیم می کردند:تبلیغات تجاری،روابط عمومی،پیشبردفروش وفروش شخصی(تاج زاده،۱۳۸۶).
ب)تبلیغات تجاری :
شامل هرتلاش هزینه بردارجهت ترویج یک شرکت، محصول یا ایده، برای مشتریان موجود یا عامه مردم است. علامت چراغ نئون هم مانند آگاهی های تجاری تلویزیون ،تبلیغ درروزنامه ویک تابلوی نصب آگهی شکلی ازتبلیغات تجاری به حساب می آید(همان ماخذ:۲۵).
ج)روابط عمومی :
به هرتلاشی که درراستای ترویج یک شرکت، محصول یا نظرباشد، روابط عمومی گفته می شود. انتشاردرمطبوعات، روزنامه های محلی،سخنرانی درحضوریک سازمان شهری، حمایت ازیک موسسه خیریه، مثالهایی ازتلاش های روابط عمومی می باشد(همان ماخذ:۲۶).
د)پیشبرد فروش :
به گسترش ابزارهایی باهدف حمایت ازتشکیلات فروش یک شرکت اشاره دارد . نوارهای ویدئویی ترویجی اسلایدها و خـبرهای شرکـت، مثال هایی ازابـزارهای پیشبرد فروش می باشند. هرچـیزی که از لحظه آغـاز تماس با یک مشتری بالــقوه رخ می دهد تا هـنگامی که قیمت خرید دریافـت می گردد ، فروش را تشـکیل می دهـد.
بدون این عناصرمحصولاتی که نیازهای مشخص مردم را مرتفع می نمایند، قیمت گذاری رقابتی، پیشبرد فروش و فروش شخصی- شرکتها نمی توانند بقا یابنــــــــد، موسسات تعطیل می شوند و سیستم اقتصاد سرمایه ای ممکن نمـــی گردد(همان ماخذ).
گفتار چهارم
گردشگری از دیدگاه مالی

 

۲-۴) گردشگری از دیدگاه اقتصادی و دیدگاه مالی

 

گسترش بسیار زیاد فعالیت های گردشگری در بسیاری از مناطق دنیا و به ویژه گسترش سریع این پدیده در کشور ایران ، باعث شده اثرات مثبت و منفی آن نادیده گرفته شود . و با توجه به آماری که سازمان جهانی در مورد رشد روز افزون گردشگر و درآمد حاصل از گردشگری از کشورهای رتبه بالادر جذب توریسم ،به اثرات اقتصادی و مالی این صنعت می شود اشاره کرد که با جدب توریسم و افزایش مراکز اقامتی و تفریحی برای گردشگری در مقاصد گردشگری می توان در ایجاد اشتغال و فرصت های شغلی در منطقه پیشرو بود .هدف مهم واولیه کسب و کار ، از جمله سازمان های گردشگری و مهمان پذیری افزایش ثروت مالکان و سهامداران می باشد. در دوره های عدم اطمینان اقتصادی ، از جمله شرایطی مانند نرخ تورم بالا ، نررخ سود بالا ، و یا دوره های رکود، مدیریت بخش مالی بیشتر از گذشته اهمیت می یابد . برای مثال ، بررسی های مالی باید زمانی بکار برده شود که قصد توسعه محصول و خدمات جدید ، ایجاد فعالیت های تبلیغاتی و ایجاد سیاست های قیمت گذاری داریم(فاطمی ،۱۳۸۶).
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
به مجردی که گردشگران اقدام به مسافرت می نمایند مجموعه ای از فعل و انفعالات اقتصادی شروع می گردد. این فعالیت عوامل گوناگون تولید را به خدمت گرفته و با طیف وسیع از فعالیت ها در ارتباط است . در این صنعت جاذبه ها، تسهیلات و خدمات رفاهی به عنوان کالا به گردشگر عرضه شده و نیاز آنها به دیدار از منطقه و جاذبه های آن به عنوان تقاضا به شمار می رود. خروج گردشگر از منطقه بسوی سایر مناطق و کشورها به عنوان تقاضا برای کالاهای موجود در خارج از منطقه بوده و خروج ارز و پول را به دنبال خواهد داشت . ورود گردشگران به منطقه نیز به منزله تزریقی است که بر اقتصاد آن منطقه منظور می گردد. به عبارتی خروج گردشگران از منطقه به سوی سایر نقاط ،مشابه وارد کردن کالاست و در مورد کشورها مناطقی که مورد بازدید قرار می گیرند، صادرات کالا مفهوم پیدا می کند(کیانمهر،۱۳۸۶ ).

 

۲-۴-۱) ماهیت اقتصادی صنعت گردشگری

 

صنعت گردشگری وخدمات منابعی رابکارمی گیردکه معمولاغیرقابل استفاده به نظرمی رسندوازطریق توسعه گردشگری اقتصادی می شوند.به عنوان نمونه استفاده ازآثارباستانی،جنگل ها،بیشه ها،کوه ها،شنزارهاوپدیده هایی که فاقدارزش اقتصادی بالفعل هستند واز طریق توسعه گردشگری به عنوان کالا مطرح می گردند(کرمانی ،۱۳۷۵). از اینروی گردشگری در کشورها و مناطقی که به دلیل موقعیت جغرافیایی،اوضاع سیاسی و یا دلایل دیگر از رشد صنعتی و یا انتخاب سایر راه های توسعه اقتصادی محروم مانده اند ، در برخی موارد به عنوان یک فعالیت اقتصادی زیر بنایی و تنها راه توسعه مطرح شده است(کرمانی،۱۳۸۷).
فرض بر این است که هر افزایشی در تولید ناخالص داخلی تاجایی که این درآمد از طریق عوامل داخلی حاصل شده باشد بطور مستقیم و غیر مستقیم منجر به افزایش اشتغال عوامل تولید خواهد گردید. از آنجایی که اصولا یکی از روش های محاسبه درآمد ملی منطقه ای جمع کردن هزینه های عوامل است . به طور منطقی می توان استنتاج نمود که هر اقدامی که توسط عوامل داخلی در جهت کسب درآمد صورت گرفته و منجر به افزایش درآمد گردیده باشد . بنوبه خود اشتغال عوامل را افزایش می دهد. درآمد حاصل از گردشگری نیز به سهم خود منجر به افزایش اشتغال عوامل تولید از جمله کار، سرمایه، زمین و مدیریت می گردد این که سهم هر یک از این عوامل در درآمد حاصله چه میزان است بستگی به تکنولوژی استفاده از عوامل تولید در توسعه گردشگری دارد. هر چه صنعت گردشگری کشور و منطقه درجه کاربردی بالاتری داشته باشد واحد افزایش درآمد ملی ناشی از گردشگری سهم اشتغال نیروی کار را بیش از سایر عوامل افزایش می دهد. مقایسه هزینه ایجادفرصت های ناشی از توسعه گردشگری با دیگر بخش های اقتصادی به سادگی میسر نیست. زیرا بستگی به سطح خدمات حرفه ای این صنعت دارد.گفته می شود که به ازاء هر فرصت شغلی مستقیم حداقل دو شغل جانبی بوجود می آید. به عبارتی میزان ضریب فزاینده اشتغال آن بالاست. از دید اقتصاددانان ، گردشگری یکی از سریعترین راه های بازگشت سرمایه است و بالاترین ضرایب انباشته سرمایه را دارد. زیرا سرمایه گردشگری از طریق ارز خارجی وارد کشور می شود. با توجه به این امر گفته می شود که گردشگری دارای ضریب فزاینده صنعت نیز می باشد(فرزین،۱۳۸۴).

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*